خانه
شماره جاری
آرشیو
مراقبت از ديوانگان
رزانا جوريني - ترجمه عباس گودرزي
صفحه 61
«بيمارستان» از دو کلمه «بيمار»، و «ستان» به معني مکان، تشکيل شده است. نخستين بيمارستان ها در عالم اسلام، از أواخر قرن سوم هجري به بعد ساخته شدند. طرح و ساختمان اين بيمارستان ها، از موفقيت بزرگ جامعه طبي مسلمين در معماري و دانش طب حکايت دارد. بسياري از بيمارستان هايي که در قرون ميانه در عالم اسلام بنا شدند مکان هاي خاصي را براي مجانين و ديوانگان در نظر مي گرفتند. در حقيقت، مراقبت هاي ويژه از افراد ديوانه، بخش مهمي از فعاليت بيمارستان ها را که غالبا تسهيلاتي براي اين دسته از بيماران ترتيب مي دادند به شمار مي رفت. در اين مقاله، بيمارستان الأرغون، واقع در حلب سوريه، که هم از معماري بکر و دست نخورده اسلامي بر خوردار است و هم از جمله قديمي ترين بيمارستان ها محسوب مي شود، مورد بررسي قرار گرفته است. اين مکان، نخست يک قصر مجلل بوده که در قرن هشتم به يک بيمارستان تبديل مي شود. نقشه ساختمان آن تا حدي پيچيده و از نظر معماري نامتقارن است. به نظر مي رسد که در آنجا مجانين به گونه اي کاملا انساني معالجه مي شدند و موسيقي، رقص، تئاتر، عطر گل و جوشش آرام فواره هاي آب و معماري چشم نواز، جزئي از مراقبت پزشکي محسوب مي شده است. از اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم به بعد، بيمارستان هاي بسياري در جهان اسلام بنا شد. اين بيمارستان ها تنها مکاني براي درمان بيماران به شمار نمي رفتند بلکه نيز محلي براي تحصيل طب، تبادل دانش طبي و توسعه آن قلمداد مي شدند. بسياري از اين بيمارستان ها که بخش هاي مجزايي براي معالجه زنان و مردان داشتند و بعلاوه همه نوع بيماري، مثل بيماري هاي داخلي، شکسته بندي، جراحي و اختلالات چشمي را درمان مي کردند مکان هاي خاصي را نيز براي معلولان ذهني در نظر مي گرفتند. در حقيقت، تخصيص امکانات ويژه براي ديوانگان، مشخصه معمول بيمارستان هايي بود که مطابق توصيه قرآن، توجه قابل ملاحظه اي به درمان بيماران رواني، ابراز مي کردند. برخي از اين بيمارستان ها، همچون بيمارستان الأرغون حلب، پيشتر قصر بوده اند و لذا معماري آنها از شکوه و جلال خاصي برخوردار بوده است. الأرغون که تقريبا ميان جامع بزرگ حلب (جامع حلب الکبير) و باب قنسرين قرار دارد در گذشته عمارت يک امير بوده که حاکم حلب، أرغون کاملي، آن را در سال 744 هجري به يک بيمارستان تبديل کرده است. مي توان تاريخ دقيق بناي اين محل را از نوشته اي که به مناسبت يادبود، بر سر در اصلي آن نوشته اند تعيين کرد. اين بنا نمونه عالي، بکر و دست نخورده اي از معماري اسلامي است که مساحتي در حدود 3900 متر مربع را در بر گرفته است. ما دقيقا نمي دانيم که آيا اين بيمارستان، تنها محلي براي مراقبت و درمان ديوانگان بوده است يا نه اما به يقين مي توان گفت که معالجه بيماران رواني يکي از اهداف آن بوده است. بيمارستان الأرغون تا قرن دهم به فعاليت خود ادامه داد. پس از آن، بعضي از ساختمان هايش ويران شد و تنها در أواخر قرن سيزدهم، تلاشهايي در جهت نوساختن آن انجام گرفت. نقشه اين بيمارستان، به خلاف بيمارستان هايي چون بيمارستان نور الدين و بيمارستان القيناري در دمشق، تا حدودي پيچيده و ساختمان هاي آن به لحاظ معماري به شکلي نامتقارن بنا شده است. در جانب غربي ساختمان الأرغون، ورودي اصلي قرار دارد. مشخصه اين ورودي، درهاي دو تک بزرگ چوبي به همراه لوح هاي مسي است که همه منتهي به يک دهليز مي شوند و از سمت چپ به اتاقي بزرگ با پنجره هاي مشبّک که مشرف به خيابان است مي رسند. اين اتاق احتمالا به داروخانه اختصاص داشته و مخزني بوده است براي ابزار پزشکي. بعيد نيست داروخانه اين بيمارستان که آن را «الشرابخانه» مي گفتند يک داروخانه عمومي بوده است. وظيفه «صيدلاني» يا دارو ساز، ساختن دارو مطابق نسخه طبيب بوده است. شک نيست که داروخانه ها هم مثل بيمارستان ها در عالم اسلام به موفقيت هاي چشمگيري نائل شدند. بنا به اطلاعاتي که از طريق متون پزشکي قرون مياني اسلام به ما رسيده، داروهايي (غالبا گياهي) که براي درمان بيماري هاي رواني استفاده مي شده اند، شامل دارو هاي مسهل، مسکّن(معمولا ترياک)، گوارشي و قي آور بوده است. اين دارو ها هم به صورت مجزّا و هم ترکيبي، براي تحريک حواس، آرام کردن بيماراني با رفتارهاي خشن و کمک به افراد دچار افسردگي، استفاده مي شده است. در داروخانه وسائل مهم طبابت و ظروف شيشه اي، چيني و فلزي نگهداري مي شد. معالجه بيماران همچنين شامل حوله آب گرم (به خصوص براي سر)، حمام گرفتن، حجامت، باد کشي، باند پيچي کردن، مالش با انواع روغن و کمپرس بود. در جانب راست ورودي اصلي، دو اتاق کوچک قرار دارد که پنجره هاي مشبّک آنها، رو به خيابان است. شايد اينجا، سالن انتظار و محل درمان بيماران سرپايي بوده است. به طور کلي، بيماران سرپايي به دقت معاينه مي شدند و در صورتي که بيماري حادي در آنها مي ديدند به عنوان بيماران بستري نمره مي شدند و البته گاه به هنگام ضرورت، طبيب داروهايي را جهت مصرف در خانه براي بيمار تجويز مي کرد. اين ورودي اصلي که در امتداد آن دهليز قرار دارد احتمالا چون معبري براي ورود به حياط اصلي مستطيلي شکل بشمار مي رفته است. چنانکه دبليو. ال. کامپ(W.L.Kump) خاطر نشان مي کند، بيمارستان ها در عالم اسلام هميشه يک حياط اصلي داشتند که الگوي ساخت آن برگرفته از خانه پيامبر در مدينه بود. اين حياط در بيمارستان الأرغون، با ستون هاي متعددي محصور است. سر ستون ها، بر يک توپي چوبي قرار دارند که دور تا دور سالن را در برگرفته تا ساختمان را در مواقع زلزله محافظت کند. در وسط حياط حوضچه اي ساخته اند که فواره هاي آب آن به اطراف مي ريزد. لبه هاي اين حوضچه آنقدر پهن هست که بتوان گلدان ها و دسته هايي از انواع ريحان را علاوه بر آنهايي که دور حياط گذاشته اند بر آن نهاد. پيداست که ديوانگان با صداي شرشر فواره هاي آب و ديدن منظره هايي از گل و ريحان و استشمام عطر خوش آنها آرام مي شده اند. غالبا چنين تصور مي شده که رايحه گل به مغز مي رسد و بر آن تأثير مي گذارد. محققان دريافته اند که خاصه ريحان ها مي توانند به عنوان آرام بخش و کاهش دهنده فشار هاي روحي استفاده شوند و بوي آنها هم براي ذهن مفيد است. پليني بزرگ (Pliny the elder) ريحان را داراي ماده محرک جنسي مي دانست که قادر است از حملات صرعي جلوگيري کند. در قسمت هاي شمالي و جنوبي ساختمان دو ايوان قرار دارد. محتملا ايوان بزرگتر که در قسمت جنوبي ساختمان است صحني براي آهنگ نوازان و خوانندگاني بوده که وظيفه شان سرگرم کردن بيماران و به خصوص آرام کردن و خوشحال ساختن آنها با صدا و آلات موسيقي بوده است. منابع در خصوص اين بيمارستان نشان مي دهد که مواجب اين نوازندگان در واقع بخشي از برنامه مراقبت پزشکي محسوب مي شده است. بسياري از أطباء عرب، موسيقي درماني را به خصوص براي بيماران مبتلا به ماليخوليا توصيه مي کرده اند و در حقيقت موسيقي درماني در سنت طب اسلامي از سابقه اي چند صد ساله برخوردار بوده است. ابو نصر فارابي، درباره تأثيرات خاصي که مقام هاي موسيقي ترکي بر روح دارند سخن گفته است. ابن بطلان مي نويسد: «تاثير يک تصنيف بر خاطري آشفته همچون تاثير دارو است بر بدني بيمار». همچنين براي قصه سراياني که صبح ها و عصر ها در کنار بيمارستان گاه قرآن هم تلاوت مي کردند مواجبي در نظر گرفته شده بود. به نظر مي رسد از کاردرماني هم فراوان استفاده مي شده و حتي از رقص، اجراء نمايش و آواز خواني بهره مي گرفته اند. در کناره هاي دو بخش شرقي و غربي ساختمان، اتاق هايي ساخته اند که احتمالا خاص بيماران بوده است. کنار درب اصلي، بخشهاي کاملا مجزايي در قسمت شرقي ساختمان وجود دارد که به منازلي تنگ و تاريکي منتهي مي شوند. اين منازل چنان دنج قرار گرفته اند که نه سر و صداي داخل آنها به بيرون درز مي کند و نه صداي آمد و رفت از بيرون، اسباب رنجش بيماران مي شود. در بيمارستان، ساختماني مربع شکل با پنجره هايي با نرده هاي محکم آهني هست که راه ورود به آن از هر سو بسته است. شايد اينجا خاص بيماران خطرناکي که دچار پريشاني دائمي بوده و يا بيماري مسري داشته اند بوده است. در جانب ديگر، ساختماني هشت ضلعي ساخته اند که به خلاف مورد پيشين ملاحظات امنيتي در آن در نظر گرفته نشده است. اين ساختمان دوازده اتاق کوچک دارد. پنجره هاي اين اتاق ها از نرده هايي با جنس آهن ساخته شده اند. در آغاز قرن بيستم، برخي از اين حجره هاي کوچک براي نگهداري ديوانگان خطرناک استفاده مي شد. درها رو به حياط باز مي شوند و از اين رو احتمالا بيماران اين بخش حال و روز بهتري داشته اند. بخش ديگر، ساختمان مستطيلي شکلي است که آمد و شد در آن از ديگر بخش ها آسان تر است. احتمال مي رود که افرادي با بيماري هاي بي خطر را در آنجا نگه مي داشته اند. هر يک از اين سه بخش، حياط کوچکي مخصوص به خود دارد. در ساختمان هشت گوشه و مستطيلي شکل، حوضچه هايي با فواره هاي آب در آنها ديده مي شود. همه بخش هاي اين بيمارستان، به تخت، انواع دارو و ابزار و لوازم مورد نياز جهت مراقبت از بيماران مجهز بوده و هيأتي از طبيبان، پرستاران و خدمتکاران ماهر و خبره با حقوق ثابت در آنجا مشغول به کار بوده اند. در عالم اسلام، بيمارستان ها غالبا از ناحيه موقوفات تأمين مي شده اند. همين بيمارستان الأرغون با موقوفاتي چند و از جمله با وقف روستاي بنش در ايالت سرمين تغذيه مالي مي شده است. با اين موقوفات امکان پرداخت مواجب کارکنان و تهيه ما يحتاج ضروري براي معالجات طبي و بستري بيماران فراهم مي آمده است. در قسمت جنوبي ساختمان، بخش خدمات واقع شده است. ورودي اين بخش به سمت خيابان است و دسترسي به انبار غذايي و پزشکي را ممکن ساخته است. در اين قسمت علاوه بر مطبخ و انبار، حمام هاي اصلي قرار دارند. در اسلام اقامه نماز پنج مرتبه در روز از واجبات است هم براي فرد بيمار و هم افراد سالم. پيش از خواندن نماز در صورت امکان، فرد مي بايست وضو ساخته و صورت، دست ها و پاها را بشويد. بنابراين بيمارستانها هميشه امکاناتي را براي شستشو و وضو گرفتن فراهم مي کرده اند. طرز معالجه بيماران رواني در بيمارستان الارغون، بسيار انساندوستانه بوده و حتي در نوع معماري ساختمان راحتي و آسايش بيماران لحاظ شده است. با وجود اين، نوع رفتار با مجانين در همه بيمارستان هاي قرون مياني اسلام، تا اين پايه انساني و با ملاحظه نبوده است. مدارک تاريخي در اين خصوص نشان مي دهد که گاه با ديوانگان و بويژه آنهايي که رفتارهاي خشني داشته اند به نحوي قهرآميز برخورد مي شده و يا آنها را در شرايط دلخراشي نگه مي داشتند و محدوديت هاي جدي براي آنها ايجاد مي کردند. با همه اين ها، نکته مهم اين است که اطباء مسلمان در قرون ميانه از جمله پيشروان توجه به جوانب مختلف طب بشمار مي رفته و به خوبي دريافته بودند که بيماري هاي ذهني نياز به مراقبت خاص دارد و لازم است طبيب دقيقا علت بيماري افراد را تشخيص بدهد. * اين مقاله ترجمه اي است از: Rosanna Gorini, Attention And Care to The Madness During The Islamic Middle Age In Syria: The Example Of The Bimaristan Al-Arghun. From Princely Palace To Bimaristan. JISHIM 2002,2. P.40.
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر