خانه
شماره جاری
آرشیو
حسبالحال مشتاقي
صفحه 78
اين درسگفتار که به بررسي غزلهاي سعدي اختصاص داشت با سخنراني دکتر اصغر دادبه در سالن اجتماعات معاونت فرهنگي شهر کتاب برگزار شد. سعدي در «گلستان» اوضاع را چنان که بوده وصف ميکند. در نتيجه کاستيها و کمبودها را در گلستان ميبينيم. گلستان او نقد وضع موجود است. اما آرمانشهر او را بايد در «بوستان» ديد. هنرمند انعکاسدهنده وضعي است که ميديده، پس طبيعي است که در آرمانشهر سعدي بايد عدالت باشد و ظلم نباشد؛ شادي باشد و غم نباشد. آن چه بازگو شد بخشي از سخنان دکتر اصغر دادبه بود که در پانزدهمين مجموعه از درسگفتارهايي درباره سعدي که به «حسبالحال مشتاقي» و بررسي غزلهاي سعدي اختصاص داشت و در مرکز فرهنگي شهرکتاب برگزار شد سخن گفت. وي افزود: غزل سعدي همواره مورد توجه بوده است اما از روزگاري به اين سو، به دلايلي خاص، از جمله شرايط اجتماعي، توجه به غزل حافظ بيشتر شده است. اگر به سدههاي پيشين بنگريم درخواهيم يافت که غزل سعدي بيشتر از غزل حافظ خوانده ميشده است. هنوز هم مردمي که با شعر کلاسيک انس و ارتباط دارند، به غزل سعدي گرايش بيشتري نشان ميدهند. وي سعدي را فردوسي ثاني دانست و گفت: سعدي فردوسي ثاني است. به اين معنا که اتفاقي که با فردوسي در سده چهارم افتاد و ايرانيان با شاهنامه توانستند هويت خود را بازيابي کنند، با شعر سعدي نيز براي ما روي داد و همان تاثير را داشت. هر دو آنها گسستگي و آشفتگي را که در زمينه زبان و فرهنگ و هويت ايراني پديد آمده بود، سامان دادند. در سدههاي آغازين شعر دري، حرکت فرهنگي ما رو به فراز بود. از سده چهارم با روي کار آمدن سامانيان، که دولتي ايراندوست بودند، بزرگاني همانند فردوسي، هويت ما را بازسازي کردند. اگر ما هويت را مثلثي فرض کنيم که اضلاع آن زبان و ادب، اسطوره و تاريخ، حکمت و فلسفه است، ميتوان گفت که فردوسي هر سه اين اضلاع هويتي، حتي ضلع فلسفي آن را بازسازي کرد. درست است که ابن سينا و ديگران نيز در اين زمينه تلاش کردند، ولي اين چنين تلاشي هنگامي معني دارد که به زبان فارسي گفته شده باشد. اهميت فردوسي در اين بود که تاريخ و اسطوره و حکمت را به زبان فارسي گفت.
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر