خانه
شماره جاری
آرشیو
معرفي كتاب
صفحه 69
مقامات الحريري ابومحمد القاسم بنعلي بن محمدبن عثمان الحريري البصري طواق گلدي گلشاهي ناشر: اميركبير چاپ اول: 1387 547 صفحه اواخر قرن چهارم هجري و در زمان شهرت فن قصص، از متفرعات آن فني به نام «مقامات» از سوي بديعالزمان همداني ابداع شد. سپس نثرنويسان عربي و فارسي نيز از آن تقليد كردند. مقامه در لغت به دو معني1) مجلس و انجمن قبيله و 2) جماعت حاضر در مجلس يا انجمن است. «اما در عصر اسلامي به اين معنا به كار رفته است: مجلسي كه در آن، شخصي در برابر خليفه يا ديگران ميايستد و از روي وعظ سخني ميگويد.ص13» اما مقامه در اصطلاح «قسمتي از اقسام قصص است كه با صرف نظر از تكلفات لفظي و معنوي كه در آن هدف اصلي است، از جنبه داستاني هيچگونه ارزش و تنوعي ندارد و مقصود نويسنده از ابداع و انشاء آن اين است كه بتواند با فراغبال و وسعت مجال هرچه بيشتر صنايع لفظي و بديعي به خصوص سجع را در آن به كار برد.ص15» حوزه تواناييها و اطلاعات بسيار گسترده حريري در باورهاي ديني، تأثير آيات و روايات، مسائل اجتماعي، رواني و به ويژه اخلاقي، پند و اندرز و حكمت و وعظ گاه اين اثر را به صورت يك كتاب اخلاق درآورده است. مترجم اين اثر به دليل اهميت و جايگاه والاي مقامات الحريري در ميان اهل فن و ادب دوستان به سراغ ترجمه اين اثر رفته و آميزهاي از ترجمه تحتاللفظي و آزاد و روان از آن ارائه كرده است. چنان كه ميگويد: «انگيزه اين انتخاب اين بوده كه ترجمه تحتاللفظي اگرچه در آموزش لغت مؤثر و مفيد است، غالباً به رسايي مفهوم عبارت توجهي ندارد و مايه ملال خاطر خواننده ميگردد و مجال التذاد ادبي را از او ميگيرد و گاه تا بدانجا پيش ميرود كه معني در دايره لفظ گرفتار ميشود. ترجمه آزاد و روان نيز گرچه موجبات التذاد ادبي را فراهم ميسازد، گاه خواننده را از متن اصلي دور ميكند. اما آميختن اين دو شيوه ميتواند، گونهاي پديد آورد كه هر دو حسن را دارا باشد.» مترجم توضيحاتي درباره ضربالمثلها، عبارات تعلق، چيستانها، معماهاي فقهي، آيات، روايات، واژگان دشوار در پاورقي آورده است. فلسفه روانشناسي و نقد آن ماريو بونژه، روبن آرديلا محمدجواد زارعان و همكاران ناشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه چاپ اول: 1388 764 صفحه از آنجا كه روانشناسي و فلسفه به شكل جدي در هم تنيده و با يكديگر تعامل دارند، بونژه نويسنده اين اثر نيز كاملاً به اين رابطه توجه كرده است و فصول آغازين كتاب را به رابطه كلي فلسفه و علم و مخصوصاً فلسفه با علم روانشناسي اختصاص داده است. محمدجواد زارعان در پيشگفتارش بر اين اثر درباره جايگاه فلسفه روانشناسي در ايران ميگويد: «اما با تأسف بايد اذعان داشت كه «فلسفه روانشناسي»، چونان بيشتر همرديفان خود را در باب فلسفههاي مضاعف، به رغم جايگاه پراهميتش و برخلاف توجهات گسترده بدان در محافل غربي، در ايران نه قبل از انقلاب اسلامي و نه در سالهاي پس از انقلاب فرهنگي و اسلامي چندان مورد توجه جدي نبوده است.ص4» وي ترجمه اين اثر را به دليل كمبود منابع در اين حوزه گامي مثبت ارزيابي ميكند. اين اثر 6 بخش عمده با نامهاي مقدمات، رويكرد و روش، روانشناسي مِنهاي مغز، زيست روانشناسي، رويكرد اجتماعي و در نهايت نتيجه را دربرميگيرد. مؤلف در بخش مقدمه درباره فصل هدف فلسفه روانشناسي چيست؟ ميگويد: «فصل حاضر، اولاً درصدد اثبات اين ادعاست كه روانشناسي متضمن بخشي از فلسفه است؛ ثانياً بنا بر اين دارد كه خطوط كلي فلسفهاي را طرحريزي كند كه به نظر ما،به منظور پيشبرد تحقيقات و كاربردهاي روانشناختي مناسب است. فلسفهاي كه به شرح و اثبات آن خواهيم پرداخت. محور اصولي كلي خواهد بود كه كمابيش در بيشتر علوم تكامل يافته به روشني به كار گرفته ميشود.ص23» مؤلفان اين اثر بر اين انديشهاند كه روشي كه آنها به كار گرفتهاند ميتواند هم فيلسوفان و هم روانشناسان را ياري كند. و اين كتاب را اثري ميدانند كه در زمينه روانشناسي و روششناسيِ روانشناسي بحث ميكند و آنها تجزيه و تحليل پژوهشها و روشهاي روانشناختي را در پرتو فلسفه و روششناسي انجام دادهاند و بر اين نظرند كه اين شيوه هم به فلسفه و هم به روانشناسي رونق ميبخشد. اين اثر نتيجه تلاش مشترك روبن آرديلا روانشناس و ماريو بونژه فيزيكدان است كه دو فصل به قلم آرديلا و فصلهاي ديگر به قلم بونژه است. ارتباط زيباشناختي (نظرگاه هندي) ركاجانجي نريمان افشاري ناشر: فرهنگستان هنر، متن چاپ اول: 1388 200 صفحه «براساس سنت زيباييشناسي هندي، سه گونه هنري اصلي وجود دارد: معماري، موسيقي و شعر. نقاشي و مجسمهسازي بخشي از معماري و تئاتر گونهاي از شعر به شمار ميرفت. بنا به گفته كي. سي. پاندي طبقهبندي هنرها در سنت هندي مبتني بر حواس زيباييشناختي مختلفي است. و در ميان آنها حسهايي كه به تجربه زيبايي شناختي راه ميبرند حس بينايي و شنوايياند. بنابراين او ميگويد كه قالبهاي مختلف هنري هر يك مبتنياند بر 1)بينايي (درشيا) 2) شنوايي (شراويا) يا تركيب بينايي و شنوايي. ص 19»، ركاجانجي بر اين نظر است كه تاريخ تامل درباره مسائل زيباييشناسي عمري نزديك به هزاران سال دارد. بنابراين وي در مقدمهاش بر كتاب به توضيح مختصري درباره نظريات و رسالات برجسته در اين حوزه ميپردازد. در ادامه وي به دو متفكر هندي يعني «آنانداو اردانا» و «آبهيناواگوپتا» اشاره ميكند كه نظرياتشان خصلتي متمايز به نظريه زيباييشناختي داده است. پس از مقدمه كتاب پنج فصل را در بر ميگيرد كه عبارتند از: دريافت زيبايي شناختي؛ جايگاه عين زيباييشناختي؛ نمادهاي زيبايي شناختي و مفهوم معنا؛ هنر، جامعه و مساله ارتباط، جايگاه ارزيابي زيبايي شناختي. رکاجانجي در فصل اول در باره ادراک زيبايي شناختي چنين مي گويد: «فعاليتي که کاملاً با شهود و تأمل در عين در گير است.اما ادراک معمولي به عکس، به سبب اهداف کاربردي يا شناختي که به ادراک وفهم شيء روي مي آورد.ص41» مولف در ادامه از يك سو انديشه معاصر غربي را ترسيم ميكند و از ديگر سو به زيبايي شناسي هند باستان كه به سبب گرايشهاي دينياش شهرت دارد، ارجاع ميدهد. وي درباره دليل اين نوع نگرش كه ممكن است براي خواننده هم عجيب به نظر برسد ميگويد: «در دوران معاصر، يعني در زماني كه فرهنگ اروپايي غالب است، ميتوانيم گذشته خود (هندي) را بازبيني كرده و مساله ارتباط زيباشناختي را از اين منظر بررسي كنيم. پس كوشيدهايم ببينيم كه هند باستان براي ادراك ما از مساله ارتباط در هنر، چه چيزي به ارمغان ميآورد. ص 29» آخرين قسمت اين اثر «آينده زيبايي شناسي» نام دارد. شك ميكنم پس هستم؛ بررسي انديشههاي رنه دكارت محمد ابراهيم بخشنده ناشر: كانون انديشه جوان چاپ اول: 1388 132 صفحه نقد و بررسي فلسفه دكارت، به عنوان تحليل انديشههاي فيلسوفي كه او را پل انتقال فلسفه به عصر جديد ميدانند، بيشك يكي از مهمترين گامهاي شناخت تفكر غربي است. محمد ابراهيم بخشنده در اين باره ميگويد: «بيشتر مورخين و صاحبنظران بر اين اعتقادند كه نقش دكارت مؤثرتر و برجستهتر از بقيه بوده است، زيرا ديگران حداكثر در مباني و اصول گذشتگان ترديد ايجاد كرده ولي نتوانستهاند مكتب و فلسفه جايگزيني ارائه نمايند، و لذا اين دكارت بوده است كه ضمن ايجاد ترديد و ترك تقليد از گذشته، مكتبي عرضه نمود كه مباني و اصول آن در پيدايش دوره جديد غرب تأثير فراوان داشته است. از اين روست كه به حق از وي به عنوان مؤسس و معمار علم و فلسفه جديد سخن رفته است. ص 12» مؤلف با اين رويكرد به معرفي و نقد انديشههاي دكارت ميپردازد. اين اثر پس از پيشگفتار و مقدمه دربردارنده پنج فصل است كه عبارت از كليات، معرفتشناسي، انسانشناسي، خداشناسي و جهانشناسي هستند. فصل اول به زيست نامه، عصر دكارت و تأثير و تأثر وي ميپردازد و مقتضيات زمان او، همعصرانش و محورهاي انديشه در آن زمان معرفي ميشود. فصل دوم با عنوان معرفتشناسي از مهمترين ركن انديشه دكارت يعني شك دستوري آغاز ميشود و در ادامه به مباحثي مانند؛ خروج از شك، ملاك حقيقت، خدا به عنوان ضامن صحت، اراده و مكانيزم خطا، تصورات فطري ميپردازد. هر فصل دربردارنده يك نقد و نظر از جانب مؤلف است. براي مثال بخشنده در نقد و بررسي اين فصل آن را در چند بند با استفاده از مباني فلسفه اساسي (و خصوصاً حكمت متعاليه ملاصدرا) و در حد ضرورت با بهرهگيري از ديدگاههاي فلسفه غرب تحليل ميكند. فصل سوم، انسانشناسي مباحثي مانند وجود و ماهيتِ نفس، رابطه نفس و بدن را پي ميگيرد. فصل خداشناسي؛ مفهوم خدا، اثبات خدا و صفات خدا به ويژه اختيار او را در رئوس مطالبش دارد. آخرين فصل كتاب با عنوان جهانشناسي به ماهيت و وجود اجسام، رابطه جهان با خدا ميپردازد. فلسفه اخلاق درايران معاصر مسعود اميد ناشر: علم چاپ اول: 1388 592 صفحه مباحث فلسفه اخلاق در يونان تحت مباحثي مانند خير و نيك مورد بررسي قرار ميگرفت و محاورات افلاطون شاهد اين مدعا است. فلسفه اخلاق در سير تحول انديشه غربي همواره به راه خود ادامه ميدهد. اما مولف بر اين نظر است كه «موضوعيت يافتن اخلاق براي پژوهش فلسفي در ايران، همانند بسياري ديگر از موضوعات فلسفي جديد، با تاخير مواجه شده است. فلسفي شدن موضوع اخلاق در دوره جديد تفكر فلسفي، مربوط به ورود انديشه ها و جريانهاي فكري و سياسي ماركسيستي و غربي به ايران است. به نظر ميرسد كه نخستين آراي فلسفي جديد در باب اخلاق را بايد در آثار تقي اراني به ويژه در كتاب «پسيكولوژي يا علم الروح» و كتاب محمدعلي فروغي يعني «سير حكمت در اروپا» جستجو كرد. ص2» مسعود اميد اين اثر را با نگاهي بر فلسفه اخلاق در يونان باستان آغاز ميكند و از آن جايي كه بخشي از موج جديد فلسفه در ايران مربوط به ورود ماركسيسم به ايران است و برخي از آثار معاصر معطوف به بررسي و نقد اين آراست، مولف در بخش دوم نگاهي به فلسفه اخلاق ماركسيستي از نوع ايراني دارد. بخش بعدي كتاب بررسي آراي اساسي و كليدي فلسفيانديشان مسلمان ايراني معاصر در حوزه اخلاق است. مولف از آن جا كه هدف خود را آشنايي با آراي موجود معاصران در حوزه اخلاق ميداند، آثار همه محققان ولو آنكه از درجهبندي علمي برخوردار نباشند را آورده است. برخي از اسامي افرادي كه مولف به سراغ بررسي آراء آنها در اين حوزه رفته است عبارتند از: علامه محمدحسين طباطبايي، محمدتقي جعفري، عبدالكريم سروش، مهدي حايري يزدي، محمدتقي مصباح يزدي، جعفر سبحاني، مصطفي ملكيان، رضا داوري اردكاني، عبدالله جوادي آملي، محمدصادق لاريجاني. با وجود فعال شدن حوزه فلسفه اخلاق، تدوين واحدهاي درسي دردانشگاهها وجود فصلنامههاي تخصصي فلسفه اخلاق، مؤلف بر اين نظر است كه «ما نيازمند آن هستيم تا مساعي محققان و متفكران معاصر خود را نظارهگر باشيم. از اين رو راقم اين سطور ضروري دانست تا تمهيدات لازم براي گردآوري، تأليف و طرح آراي معاصران در حوزه فلسفه اخلاق را در دستور كار خود قرار دهد. ص5» خلوت انس شرح احوال و آثار و مكاتبات ادبي تني چند از شعراي معاصر مشفق كاشاني ناشر: اطلاعات چاپ اول: 1388 دوره دو جلدي كتاب خلوت انس، حاوي شرح حال و آثار گروهي از شعراي معاصر است كه با مولف كتاب دوستي و مكاتبه داشتهاند و از اين رو داراي اين امتيازات كه شرح احوال اين افراد نه از منابع گوناگون بلكه مستقيماً و بدون هيچگونه واسطه از صاحب اثر و شاعر موردنظر اخذ شده است. جلد دوم اين اثر پس از بيست آماده شده است. يكي از ديگر از ويژگيهاي مثبت اين اثر، اخوانيات آن يا به عبارت ديگر نامههاي منظوم مولف با ديگر شعرا و فراهم آوردن آنها در يك جا ميباشد. محمدصادق سيدكرماني (نياز كرماني) يكي ديگر از مزيتهاي كتاب را چنين برميشمرد: «علاوه بر شرح حال و اخوانيهها حاوي گزيدهاي از اشعار شاعران روزگار ماست كه به وسيله شاعر نامدار و سخنشناس استاد مشفق كاشاني برگزيده شده است و مسلم شعري كه از صافي نقد يك اصل سخن گذشته باشد، داراي ارزش ديگري است. ص12» جلد اول اين اثر همچنين دربردارنده مقدمهاي از سيدعلي موسوي گرمارودي است كه در وصف مولف ميگويد: «در شعر او نه در قافيه، ايطام و شايگاني به چشم ميخورد، نه در وزن، انحرافي، زبانِ او در كمال استواري و سبك او عراقي است با گوشهچشمي گاهگاه به هندي و با همان تمايل غالب به ايهام و مراعاتالنظير كه در شعر حافظ ميبينيم. ص11» «بخش مهمي از ويژگيهاي زبان وبيان استاد مشفق در غزلهاي شيواي وي، و ترکيبات اوست. در سنت شعر فارسي، برخي از شعراي ماچون خاقاني و يا خلاق المعاني کمال الدين اسماعيل به ترکيب سازي شهره اند.ص14» در جلد اول از شاعراني مانند منوچهر آتشي، قيصر امينپور، ساعد باقري، جلال رفيع، عباس باقري، سپيده كاشاني، حسين منزوي مطالبي وجود دارد. در جلد دوم نيز به قلم مهدي اخوان ثالث «اميد» اميري فيروزكوهي، مهرداد اوستا، بيژن ترقي، ابوالقاسم حالت، سهراب سپهري، محمد خالقي، منوچهر صدوقي «سها»، سيدحسين ثابت محمودي «سهيل»، محمدحسين شهريار، مصطفي فيضي، مصطفي قمشهيي، محمدعلي معلم، سعيد نيازكرماني، ابوالحسن ورزي مطالبي وجود دارد. بررسي تطبيقي تفسير آيات ولايت در ديدگاه فريقين كتاب دوم، فتحالله نجارزادگان ناشر: سمت چاپ اول: 1388 254صفحه اين اثر كتاب دوم از سلسله پژوهشهاي تفسير تطبيقي است. مولف با تاكيد بر اين مسأله كه نوعي از تفسير كه تاكنون به صورت مستقل در حوزه تفسير قرآن مغفول مانده، تفسير تطبيقي است، به سراغ آن ميرود و بر اين نظر است كه تفسير تطبيقي به بررسي مقايسهاي ديدگاههاي شيعه و اهلسنت درباره تفسير قرآن ميپردازد. فتحالله نجارزادگان همچنين بر اين نظر است كه اين نوع تفسير به كشف نقاط قوت، ضعف، اشتراك و افتراق فريقين در مباني تفسير و ديدگاههاي تفسيري بسيار مدد ميرساند. همچنين مرزبندي دقيقي را از اختلافهاي مبنايي با تفاوتهاي بنايي به همراه ميآورد. وي دو دستاورد ديگر اين امر يعني برملاساختن بسياري از داوريهاي ناآگاهانه و يا اتهام متعصبانه و ارائه راهكارها براي برونرفت از اختلافها و اتهامها را بسيار مهم و اساسي برميشمارد. اين اثر شامل پنج فصل است. فصل اول با عنوان كليات مباحثي مانند معناشناسي اصطلاح اهلبيت(ع)، طبقهبندي آيات درباره اهلبيت(ع) و تنقيح موضوع، حكمت عدم تصريح نام ائمه در قرآن را دربرميگيرد. فصل دوم: بررسي تطبيقي تفسير آيات ولايت نام دارد كه در سه گفتار ساماندهي شده است. و به بررسي ديدگاه شيعه، ديدگاه اهلسنت و نقد و بررسي مناقشهها و ترديدها پيرامون ديدگاه شيعه ميپردازد. فصول بعدي كتاب نيز عبارت از: بررسي تطبيقي تفسير آيه اوليالامر، بررسي تطبيقي آيه (تبليغ) عصمت، بررسي تطبيقي تفسير آيه اكمال هستند.در فصل چهارم در بررسي تطبيقي آيه عصمت چنين آمده است: «فريقين نقاط مشترک متعددي در تفسير اين آيه دارند که راه را براي درک درست معناي آيه هموار مي کند، ليکن در تعيين آنچه بر پيامبر خدا نازل شده است و در اين آيه مأمور تبليغ به آن بوده، دچار اختلاف نظرند.ص113» در فصل پنجم مولف به اهميت آيه اکمال اشاره مي کند و مي گويد که فريقين در اين حوزه کاملا اختلاف نظر دارند. وي مي کوشد تا با ادله به تفسير تطبيفي اين آيه بپردازد. مباني پارادايمي روشهاي تحقيق كمي و كيفي در علوم انساني محمدتقي ايمان ناشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه چاپ اول: 1388 473 صفحه اين اثر محصول سيزده سال تدريس مؤلف در حوزه روشهاي تحقيق كمي و كيفي و پارادايمهاي علم در مقاطع مختلف تحصيلي از كارشناسي تا دكتري است. «ضرورت طراحي مدل منطقي براي آسانسازي ورود به مباحث فلسفي و ايدئولوژيك به دنياي اجتماعي، به بحث پيرامون هويت نظري و علمي پارادايمها يا انگارههاي علمي كشيده شد. ص4» «پارادايمهاي غالب در علم كه تمركز اين كتاب بر علوم انساني است (اثباتي، تفسيري و انتقادي) به هويتيابي علم و مسير علم يا همان روششناسي علمي پرداختهاند. بنابراين ما در حوزه علوم انساني صرفاً با يك علم مواجه نيستيم، بلكه علم اثباتي، علم تفسيري و انتقادي معرفي شدهاند كه هر كدام از زاويه روششناسيهاي خاص به تحليل نظري دنياي اجتماعي و چگونگي ورود به آن جهت ايجاد تغيير براساس مباني نظري خود ميپردازند.ص4» مؤلف با تفكيك و بررسي نتايج دو مسير متفاوت در رويكرد تحقيقاتي در منابع ميگويد: «براي مثال در رويكرد كمي به تبيين و پيشبيني ميرسيم؛ در حالي كه در رويكرد كيفي به اكتشاف تفسيري و يا ايجاد تحول انتقادي خواهيم رسيد.ص5» اين اثر با هدف بحث درباره روششناسيهاي كمي و كيفي در 10 فصل نگارش شده است. مؤلف در فصل اول به عنوان گام نخستين به چيستي تحقيق و معرفت علمي ميپردازد و در انتهاي اين فصل معرفت علمي را در ايران آسيبشناسي ميكند. مؤلف در فصل دوم با عنوان: پارادايمهاي علم و تحقيقات علمي به ضرورت به روشهاي تحقيق كمي و كيفي ميپردازد و ميگويد: «تنوع منابع فارسي پيرامون رويكرد روشهاي كمي باعث شد نويسنده به طرح و تكرار روشهاي كمي نپردازد.ص7» در اين فصل به مباحثي مانند هستيشناسي، معرفتشناسي، روششناسي، روش، ماهيت واقعيت، ماهيت علم و هدف تحقيقات علمي با سه رويكرد اثباتگرايي، تفسيرگرايي، انتقادي پرداخته است. اما كمبود منابع فارسي درباره روشهاي تحقيق كيفي سبب شده است تا مؤلف به صورت مبسوط فصلهاي پنجم تا دهم را به اين موضوع اختصاص دهد. متون منظوم پهلواني (برگزيده منظومههاي پهلواني پس از شاهنامه) سجاد آيدنلو ناشر: سمت چاپ اول: 1388 780 صفحه «مطابق اسناد و اشارات مکتوب، ادب حماسي ايران در معناي کلي اين اصطلاح در برگيرنده گستره زماني بسيار بلندي از دوره مادها تا روزگار معاصراست.ص8» براي آگاهي بيشتر از حوزه ادب حماسي و همچنين شناختن، نقد و بررسي و تحليل ابعاد مختلف اين حوزه، تمركز بر شاهنامه فردوسي ناكافي است؛ چنانكه سجاد آيدنلو ميگويد: «يكي از ضعفهاي نمايان مطالعات ايراني در حوزه ادب حماسي ـ حتي در سطح جهاني آن ـ توجه تقريباً صرف به شاهنامه فردوسي و غفلت از منظومههاي پهلواني پس از آن است و بهترين گواه اين دعوي هم اينكه در برابر حدود شش هزار كتاب و مقاله درباره فردوسي و شاهنامه، شماره مقالات و آثاري كه به منظومههاي پهلواني پس از آن پرداختهاند حتي با احتساب اشارات گهگاهي در ميان بعضي از كتابها و مباحث مربوط به شاهنامه، نهايتاً بيش از چند ده عنوان نيست. ص 1» كتاب متون منظوم پهلواني (برگزيده منظومههاي پهلواني پس از شاهنامه) ميكوشد نقصان در اين حوزه را با گزينش 7607 بيت از ده منظومه پهلواني پس از شاهنامه، جبران كند. مبناي انتخاب در اين اثر تصحيحات علمي منظومههاي پهلواني بوده و «چون از سامنامه و بخش مفصلتر فرامرزنامه هنوز متني انتقادي منتشر نشده است، ناگزير از چاپهاي سنگي هند و نيز طبع حروفي اخير آنها در تهران استفاده شده است. ص2» سعي مؤلف در اين اثر بر حفظ روند اصلي و تسلسل كلي روايات بوده است. نكته مهم درباره ترتيب منظومهها اين است كه «چون تاريخ دقيق سرايش همه ده منظومه مورد بررسي معلوم نيست، آثار بر پايه زمان داستاني درونمايه آنها در روند تاريخ ملّي و پهلواني ايران مرتب شده است. ص3» در دو قسمت آشنايي با منظومههاي ايراني به اختصار آنها معرفي شدهاند، و در قسمت بعدي برگزيده منظومهها به نحو مبسوط و مفصل مورد بررسي مؤلف قرار گرفتهاند، اين منظومهها عبارتند از: گرشاسبنامه، كوشنامه، سامنامه، داستان كُكِ كوهزاد، جهانگيرنامه، بانو گشسپنامه، فرامرزنامه، برزونامه، شهريارنامه، بهمننامه. سياستگذاري فرهنگي در فرانسه: دولت و هنر حجتالله ايوبي مقدمه: ژان كلود كرير ناشر: سمت چاپ اول: 1388 256صفحه «سياستگذاري واژهاي است كه معمولاً با مفهوم دولت همراه است. تدبيرهاي دولت در حوزه مسائل دفاعي، سياستگذاري دفاعي و خطمشي دولت در عرصه مسائل امنيت، سياستگذاري امنيتي ناميده ميشود... اما سياستگذاري فرهنگي، به معناي پروژهاي مبتني بر نگاه فلسفي و نه فرايندي برخاسته از ذوق و سليقه فردي، امري تازه است و ريشه در سال 1959 و تشكيل اولين وزارتخانه فرهنگ در اين ديار دارد.ص16» مؤلف درباره اهميت موضوع سياستگذاري فرهنگي در فرانسه ميگويد: آن «نه تنها براي دانشجويان رشته فرانسهشناسي دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران، بلكه براي همه كساني كه دستي در امور فرهنگي دارند ميتواند خواندني باشد، چرا كه ديدگاه فرانسوي به مديريت با ديدگاه مديريت فرهنگي در كشورمان بيشباهت نيست. دست كم ميتوان گفت پارهاي از دلمشغوليها و نگرانيهاي سياست گذاران فرهنگ در فرانسه با دغدغههاي ديار ما يكي است. ص11» اين اثر مشتمل بر هشت فصل است كه عبارتند از: اهداف اساسي در سياستگذاري فرهنگي دولتهاي مختلف در فرانسه، راه پرفراز و فرود دولت فرهنگي: از انقلاب فرانسه تاكنون، قدرتهاي محلي و فرهنگ در فرانسه، بايستههاي حق تأليف، دولت و هنرهاي نمايشي در فرانسه: روياي دموكراسي فرهنگي، دولت و سينما در فرانسه، دولت و هنرهاي تجسمي، دولت و هنرهاي آوايي: موسيقي فاخر يا مردمي؟ بنابر اين اين اثر ابتدا به اصول كلي حاكم بر سياستگذاري فرهنگي در فرانسه ميپردازد و سپس سير تاريخي ورود دولت به عرصه فرهنگ و هنر، برخي از اصول سياستگذاري فرهنگي مانند تمركززدايي و حق تأليف و همچنين سياستهاي دولت درباره هنرهاي نمايشي، سينمايي، تجسمي و موسيقي بررسي ميشود. «ژان كلود كرير» در مقدمهاش بر كتاب ميگويد: «نگارنده اين كتاب با هنر و فرهنگ فرانسه به خوبي آشنايي دارد و با رويكردي علمي و تحليلي راه پرفراز و فرود ولي همچنان ناتمام فرانسويها را براي پاسخ به اين پرسش نشان داده است.ص2» كه «چگونه ميتوان بين دريافت كمك مالي خيرخواهانه از افراد و سازمانها و آزادي هنرمند جمع كرد.ص2» سيرحكمت در ايران محمد اقبال لاهوري محمد بقائي ماكان ناشر: فردوس چاپ اول: 1388 288صفحه محمداقبال لاهوري مهمترين هدفش را از تأليف كتاب «سير حكمت در ايران» فراهم آوردن زمينهاي جهت تحقيق بيشتر در تاريخ فلسفه ايران بيان ميكند و ميگويد: «الف) كوشيدهام تداوم منطقي انديشه ايراني را دنبال كنم و آن را به زبان فلسفه جديد شرح نمايم. تا آنجا كه ميدانم تاكنون چنين تحقيقي صورت نگرفته. ب) موضوع تصوف به طرزي علمي مورد بحث قرار گرفته و سعي شده عوامل پديد آورنده آن بررسي شود. بنابر اين به خلاف تصور معمول، تصوف را دستاورد ضروري نيروهاي مختلف عقلي و اخلاقي دانستهام كه ارواح خفته را اجباراً بيدار، و متوجه آرمانهاي عالي زندگي ساخت. ص15» اين اثر بر شش فصل اصلي استوار است. بخش اول با عنوان «فلسفه ايران پيش از اسلام» يك فصل را در ذيل خود تحت عنوان: دوگانه انگاري ايراني جاي ميدهد. مؤلف در اين فصل به انديشههاي زردشت، ماني و مزدك ميپردازد. بخش دوم با نام «دوگانه انگاري يوناني» پنج فصل عمده كتاب را پوشش ميدهد كه اين فصول به ترتيب عبارتند از: ارسطوئيان نوافلاطوني ايران، طلوع و افول خردگرايي در اسلام، جدال ميان ايدهگرايي?و واقعگرايي، تصوف ايراني، انديشه ايراني در دورههاي اخير. ديباچه اين اثر به قلم «م.م.شريف» است وي درباره اين اثر ميگويد كه «نخستين كتاب فلسفي اقبال است كه در زمينه مطالعات شرقي داراي اهميت است. برخي از ديدگاههايش در اين تحقيق بعدها تحول مييابد كه در آثار متأخرش مشهود است.ص11» وي همچنين ادامه ميدهد: «تحقيق حاضر نخستين گزارش تاريخي انديشه فلسفي در ايران است كه محتواي آن از نام اقبال اعتبار مييابد... ترديدي نيست كه اين اثر براي اقبال پژوهان به عنوان نخستين فعاليت فكري او ارزش بسيار دارد.ص12» اقبال در توصيف منش ايرانيان علاقه به تفکرفلسفي را مهمترين ويژگي آنان بر مي شمرد اما بر اين نظر است که از آنجايي که ذهن ايراني بيشتر گرايش به امور جزئي دارد نمي تواند دستگاه فکري منسجمي باپرداختن به اصول کلي و واقعيات مشهود بنيان نهد. انديشه اجتماعي و سياسي سبز اندرو دابسون محسن ثلاثي ناشر: جامعهشناسان چاپ اول: 1388 287 صفحه اندرو دابسون درباره اثرش ميگويد: «اين كتاب درباره انديشههاي زيستمحيطي است اما همه انديشههاي مربوط به اين موضوع را در بر نميگيرد. هدف اصلي من توصيف و ارزيابي يك رشته افكار راجع به محيطزيست است كه به درستي ميتوان آنها را به عنوان يك ايدئولوژي به شمار آورد كه همان ايدئولوژي زيست بوم گرايي است. ص 9» مولف بر جداسازي ميان «محيط زيستگرايي» و «زيست بوم گرايي» تاكيد ميكند ولي آنها را از يك خانواده ميداند. اين اثر در پنج فصل نگاشته شده است. فصل اول با عنوان «انديشيدن درباره زيست بوم گرايي» مباحثي مانند دلايل مراقبت از محيطزيست، بحران بومشناختي و پيامدهاي سياسي و استراتژيك آن، درسهايي از طبيعت بررسي مي کند. فصل دوم تحت عنوان «بنيادهاي فلسفي» علاوه بر بررسي فرضيه گايا به اخلاق و انسان مداري نيز ميپردازد. «جامعه ماندگار» عنوان فصل سوم است، كه در آن مباحثي مانند جمعيت تكنولوژي انرژي، داد و ستد، كار، كشاورزي مورد تحليل قرار مي گيرد. فصول چهارم و پنجم نيز راهبردهاي دگرگوني سبز؛ زيستبوم گرايي، فمينيسم و سوسياليسم نام دارند. از عناوين اين فصول مي توان به فعاليت از طريق و بر محور قانون گذاري ، کنش مستقيم، طبقه، تعريف محيط زيست، سازماندهي، فيمنيسم بوم شناختي، زنان به عنوان جنس نزديکتر به طبيعت نام برد. مولف در اين اثر كوشيده است كه افكار بنيادي را در اين زمينه مطرح سازد او براين است كه «اين چشمانداز از جهت توصيف ايدئولوژيهاي سياسي چندان بحثانگيز نيست اما از جهت بررسي وسيعتر خود ايدئولوژي بسيار بحثانگيز است. در همين زمينه گستردهتر است كه هم زيست بوم گرايي و هم اين كتاب را بايد در معرض بازجويي قرار داد.ص 25» اندرو دابسون هدفش را از نگارش اين اثر روشن ساختن بحث دانشگاهي درباره سياست زيست محيطي ومتمايز ساختن آن عنوان مي کند. سياست خارجي اسرائيل محسن اسلامي ناشر: اميركبير چاپ اول: 1388 433صفحه پژوهش درباره سياست خارجي اسرائيل از دير باز مورد توجه پژوهشگران و متفکران در حوزه هاي مختلف بالاخص علوم سياسي وروابط بين الملل بوده است، زيرا کشورها در تعامل و ارتباط بايکديگر قرار داشته و اين ارتباط در طول زمان با تغييرات و تحولات مختلفي مواجه شده است. مطالعه در اين باره امري بسيار دشوار است زيرا «اسرائيل، كشور كوچكي كه از سوي بسياري از تحليلگران و پژوهشگران سياسي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است. در تمام اين مطالعات، اين نكته بيش از همه مورد توجه قرار ميگيرد كه اسرائيل نمونه خاص و استثنايي است كه بالطبع مطالعه و تحليل جوانب و ابعاد مختلف آن اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، بررسي خاصي ميطلبد. عموم صاحبنظران مسائل اسرائيل، اين ويژگي را به عنوان مهمترين ويژگي ذكر كردهاند.ص11» مؤلف پژوهشگران سياست خارجي اسرائيل را به لحاظ تحليلي در سه گروه طبقهبندي ميكند: 1) به جهت وجود شرايط امنيتي، بررسي سياست خارجي را منطبق با آموزههاي پارادايم واقع دانسته و همراهي سياست خارجي اسرائيل با رهيافت واقعگرايي را يك قاعده عمومي و استثناپذير تصور كردهاند. «از ديد اين عده اسرائيل در جايگاه يك قدرت برتر منطقهاي قرار داشته و رابطهاش با دنياي پهناور غربي در قالب بازي با حاصل جمع صفر تعريف ميشود. ص24» گروه دوم بر اين باورند كه اقدام اسرائيل به امضاي توافقنامههاي رسمي صلح با ديگر كشورها و يا شركت در مذاكرات صلح با اعراب برخاسته از دلايل غيرامنيتي است. گروه سوم پژوهشگران، سياست خارجي اسرائيل را همانند ديگر كشورها نشئت گرفته از منافع و ايدئولوژي ميدانند. البته آنچه قابل توجه است رويكرد چهارمي است كه مؤلف در اين اثر به تحليل آن پرداخته است كه تكميل كننده تلاشهاي سه رويكرد فوق در صحنه مطالعه سياست خارجي اسرائيل است. اين اثر از چهار فصل تشكيل شده است كه به ترتيب عبارتند از: كليات، چهارچوب تئوريك، بررسي عوامل موثر بر سياست خارجي اسرائيل، بررسي موردي: ايالات متحده و فلسطين. شرح فصوصالحكمه سيد جلالالدين آشتياني تحقيق و ويرايش: محمد ملكي «جلالالدين» ناشر: علمي و فرهنگي چاپ اول: 1387 235 صفحه رساله «فصوصالحكمة» يكي از رسائل مختصر منسوب به فارابي است. سيدجلالالدين آشتياني در شرح اين رساله از نسخهاي به خط آقا ميرزا رفيعاي قزويني و همچنين نسخه چاپي احمدآباد هند و نسخه شرح فصوص و نسخه چاپي الهي قمشهاي استفاده نموده است. شارح در تفسير مباحث غامض اين اثر به آثار ديگر فارابي نيز مراجعه كرده است. روش شارح بدين منوال است كه ابتدا بخش به بخش هر فصّي را نقل ميكند و سپس به شرح آن ميپردازد. البته به دليل اهميت اين رساله پيش از اين افرادي چون اميراسماعيل شنب غازاني، اميرجلالالدين استرآبادي، محمودبن محمد شيرازي، محمدتقي استرآبادي، محييالدين مهدي الهيقمشهاي، ميرزا مهدي آشتياني نيز بر اين اثر شروحي نگاشتهاند. محمد ملكي متن سيد جلالالدين آشتياني را چندين نسخه چاپي و غيرچاپي مقابله نموده است و مواردي كه اختلاف وجود داشته به صورت پانوشت ذكر شده است. علامه سيدجلالالدين آشتياني ابتدا مقدمهاي درباره فارابي، زمان تولد، دوران حيات، خانواده، دانش او نگاشته است و سپس توضيحاتي درباره رساله فصوصالحكمه به رشته تحرير درآورده است. وي ميگويد: «رساله فصوصالحكمه يكي از رسائل مختصر منسوب به فارابي ابونصر است. اين رساله از حيث عبارات و الفاظ در حد اعلاي فصاحت و از جهت معنا بسيار عميق و دقيق است و امارات زيادي در دست است كه از آثار فارابي ميباشد.ص3» فصوصالحكمة رساله بسيار موجز و مختصري و شارح در اين باره ميگويد: «بايد توجه داشت كه فصوص فارابي به واسطه ايجاز و اختصار و به مناسبت اشتمال بر چند مسأله از مسائل فلسفي، جزء كتب درسي قرار نگرفت و اگر مؤلف كليه مباحث فلسفه را (از منطقيات و طبيعيات و الهيات) به همين صورت و به شكل متن كامل در اين كتاب آورد، مثل الاشارات شيخ رئيس در عداد كتب درسي قرار ميگرفت. ص13» اين اثر پس از مقدمه شارح، داراي 18 فصّ در موضوعات مختلف است. فرش بادِ فرهنگ علي عسگري ناشر: اميركبير چاپ اول: 1388 254 صفحه كتاب «فرش بادِ فرهنگ: تجربهاي نو از سازمانهاي فرهنگي ايران و مديريت آنها» به بحث مديريت فرهنگي به عنوان يكي از مهمترين و كارآمدترين علوم ميپردازد. به گفته مؤلف، مطالب اين اثر حاصل تجربههاي مدام آزموده شده در اين حوزه است. علي عسگري دو سال مسئوليت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران را به عهده داشت و اكنون نيز مدير چندين بنياد و مؤسسه فرهنگي است و در اين اثر كوشيده است كه تجربيات خود را در امر خطير مكتوب كند. فصل اول اين اثر «سازمانهاي فرهنگي در ايران» نام دارد. مؤلف در مبحث نقش و جايگاه سازمان فرهنگي و هنري ميگويد: «يكي از مهمترين ابعاد مديريتي در سازمانهاي فرهنگي ترسيم نقش و جايگاه سازمان در ابعاد محلي، منطقهاي و بينالمللي است. براي ترسيم اين جايگاه در بعد محلي و ملي، نقش سازمانها را بايد متناظر با دستگاه فرهنگ ملي و در جهت فرهنگ عمومي و در بعد منطقهاي و جهاني بايد متناظر با ويژگيهاي تمدني ـ سرزميني و حوزه تمدني در نظر گرفت.ص24» فصل دوم «مديران فرهنگي» نام دارد. مؤلف در اين فصل به مهمترين مسائل درباره مديران فرهنگي، يعني دانش مديريت فرهنگي، مديران با تجربه و جوان، مشاوران و قدرت تصميمسازي، نگاه جنسيتي به مديران فرهنگي ميپردازد. در فصل سوم «رهبري فرهنگي» به عنوان يكي از مهمترين موضوعات اين حوزه مورد بررسي و بازگويي تجربيات مؤلف قرار ميگيرد؛ و فعاليتهاي مختلفي مانند، فعاليتهاي هنري سازمان، فعاليت مذهبي، برنامههاي مناسبتي، اماكن تازه تأسيس فرهنگي، توليد محصولات فرهنگي طبقهبندي و تفكيك ميشود، فصول بعدي كتاب عبارتند از: ما در كدامين جهان زندگي ميكنيم؟، مهندسي فرهنگ، اقتصاد فرهنگ، امنيت فرهنگي، خط قرمزهاي فرهنگ. مؤلف در آخرين فصل كتاب يعني «خط قرمزهاي فرهنگ»، به تحليل، بررسي و بازگويي تجربيات مديريتي مانند: رعايت اخلاق فردي و اجتماعي، شريعت اسلامي، حدود آزادي بيان و عقيده، منافع ملي، فرهنگ تودهاي و كنترل فرهنگ ميپردازد. جنگ ملاصدرا تمهيد: مصطفي فيضي كاشاني ناشر: اطلاعات چاپ اول: 1388 472صفحه مير محمد باقر داماد دروصف ملاصدرا چنين مي گويد: صدرا که گرفته فضلت اوج از گردون برعلم تو داده است خراج افلاطون در مسند تحقيق نيامد مثلت يک سر زگريبان طبيعت بيرون اين اثر دست نوشت صدراي شيرازي که در خاندان ملا محسن فيض کاشاني از نسلي به نسل ديگر منتقل شده تا به مرحوم مصحح رسيده است. اين مجموعه توسط مرحوم استاد مصطفي فيضي با توضيحاتي در باره اشخاصي که از آنها نقل مطلب شده تصحيح و بازنويسي شده است. «جُنگ به دفتري ميگويند كه در آن اشعار و مطالب ديگر است.» جنگ ملاصدرا علاوه بر اين كه آثاري از ملاصدرا را در بردارد كه فقط در اين كتاب يافت ميشود همچنين دربردارنده دو نمونه دستنوشت استاد او يعني ميرداماد است. در اين اثر ميتوان اشعار گنجينه بزرگ و كهن ادب فارسي و آثار عالماني كه هنر شاعري را براي بيان معاني دقيق و معارف لطيف به كار گرفتند، يافت. همچنين نوشتههاي عرفاني، فلسفي، كلامي، اخلاقي... از حلاج، ابن عربي، اخوان الصفا، غزالي در اين اثر يافت ميشود. پيشگفتار اين اثر به قلم «مصطفي فيضي كاشاني» است و به موضوعات متعددي مانند: شخصيت ملاصدرا، اختلافنظر در شناخت ميان فلاسفه و حكماي الهي و علماي ظاهري دين و عارفان، ملاصدرا و فلسفه و عرفان وي، ملاصدرا و مخالفات حكمت الهي، رد نظر استاد محقق محمدتقي دانشپژوه درباره اين نامه، لباب عقايد ملاصدرا به قلم خود او، ملاصدرا از نظر استاد فقيه حضرت شكات بيرجندي، متابعان نظر ملاصدرا، معرفي خاندان ملاصدرا، ملاصدرا و شعر، تأليفات ملاصدرا، خصوصيات و مشخصات دستنويس ملاصدرا. متن جنگ دربردارنده مطالبي از شخصيتهاي مختلف مانند شيخبهايي، غزالي، اوحدي، غزنوي، روزبهان، حضرت اميرالمؤمنين(ع)، حضرت امام حسين(ع)، خيام، نظامي، بسطامي، مسعود سعد، سعدي، عطار، سنايي، مولوي، ناصرخسرو است. كتاب همچنين دربردارنده پيوست است كه شرح احوال بسياري از شخصيتها را شامل ميشود. پايان يك رويا: در نقد ماركسيسم احسان نراقي ناشر: ثالث چاپ اول: 1389 332 صفحه با گذر حدود هفتاد سال از صدور بيانيه معروف ماركس وانگلس در 1848 ميلادي، بالاخره كمونيستها در اكتبر 1917 نخستين حكومت برخاسته از عقايد اين دو متفكر را بنيان نهادند. «مرگ لنين ميدان مناسبي براي ژوزف استالين، ديكتاتور گرجي تبار فراهم كرد تا بتواند يكي از دهشتبارترين دورانهاي تاريخي را نه تنها براي روسيه كه بر بسياري از مناطق جهان اعمال كند و در اين مسير براي استقرار مدينه فاضله ذهنياش ميليونها انسان را قرباني كند، ميليونها نفر را سرگردان و آواره در جهان رها سازد و بسياري از مناطق جهان را در جهل و عقبافتادگي نگه دارد. تاريخ حزب كمونيست روسيه از آغاز روي كارآمدن استالين تا فروپاشي آن تاريخ عوامفريبي، خيانت، ناروزدن، كشتار و شخصيتپرستي است. ص 8» كتاب پايان يك رويا: در نقد ماركسيسم، به بررسي سير تاريخي اين پديده از پيدايي تا فروپاشي آن به شكل حكومتي ميپردازد. مؤلف در اين اثر از كتاب مهم «گورستان بيگناهان» و همچنين از ديدگاههاي دكتر عنايتالله رضا از كارشناسان برجسته در شناسايي پديده كمونيسم بهره برده است. كتاب با «جنبش دسامبريستها و شورش 14 دسامبر سال 1825 در روسيه: نخستين جنبش آزاديخواهانه در روسيه» آغاز ميشود. قسمت بعدي كتاب با عنوان «از لنين تا پوتين» 6 شش بخش با نامهاي: لنين، استالين، خروشچف، برژنف، گورباچف، يلتسين و نتيجهگيري را دربرميگيرد. قسمتهاي بعدي كتاب عبارتند از: آغاز و فرجام اولين دولت مقتدر سوسياليست جهان مبتني بر افكار كارل ماركس، شرح حال پوتين، ولاديمير پوتين مري با قابليتها و چهرههاي گوناگون، ولاديمير پوتين و جانشين او، ديميتري مدودف، شورش شيفتگان، ماكسيم گورگي و انقلاب روسيه از 1902 تا 1938، ظلمت در نيمروز، شاعر بزرگ در برابر ديكتاتور بزرگ، سيري در جهانبيني جورج اورول، ما و فلسفههاي سياسي اجتماعي معاصر (ليبراليسم و ماركسيسم) شورش جوانان در مغرب زمين مقابله با امپرياليسم آمريكا . خانوادهها در دنياي امروز ديويد چيل محمد مهدي لبيبي ناشر: افكار چاپ اول: 1388 308 صفحه تحولات خانواده يكي از موضوعات مهم فكري انديشمندان اين حوزه است. ديويد چيل در كتاب «خانوادهها در دنياي امروز «با بررسي وضعيت خانوادههاي امروزي در نقاط مختلف جهان سعي ميكند تصوير جامع و منحصربهفرد از خانواده و روابط حاكم بر آن ارائه نمايد. در دنياي امروز ارائه تعريفي روشن از مفهوم خانواده دشوار به نظر ميرسد چرا كه انواع گوناگوني از خانواده در حال شكلگيري است كه تاكنون سابقه نداشته است. روند عقلانيشدن زندگي و رشد فزايندهي فردگرايي صور نويني از زندگي خانوادگي را به وجود آورده است. ص21» باقر ساروخاني در مقدمهاش بر اين اثر ويژگي ممتاز آن داشتن اطلاعاتي جديد مربوط به خانوادهها برميشمارد. اين اثر در بردارنده عناوين متعددي است كه از آن ميان ميتوان به مفهوم خانواده و ساختار آن، تعامل و معنا در خانواده، تقسيمات اجتماعي، تغييرات جمعيت شناختي، خشونت و بدرفتاري جنسي، شكل خانواده، پدر بودن و مادر بودن، خانواده و دولت اشاره كرد. ديويد چيل درباره هدفش از نگارش اين ميگويد: «هدف اصلي كتاب اين است كه از تمامي موضوعات مهمي كه تاكنون در حوزه جامعهشناسي خانواده ارائه شد و در پژوهشهاي اين حوزه مورد نظر بوده، جمعبندي مناسبي ارائه دهد. هدف ديگر آن نيز ارائه نگرشي جامع از تمامي مباحثي است كه تاكنون در كشورهاي مختلف جهان در اين زمينه مورد توجه قرار گرفته است. ص27» چيل بر اين نظر است كه در دنياي امروز ما با ظهور خانواده از نوع جديد آن مواجهيم «چرا كه افراد احساس ناامني كرده و سعي ميكنند به جاي زندگي در يك خانواده به صورت خانوادههايي مستقل اما در نزديكي يكديگر زندگي كنند. ص25» اين اثر به شيوهاي ساده و روان نگاشته شده است ميتواند يك منبع درسي مهم براي دانشجويان جامعهشناسي خانواده و همه افراد علاقهمند به انديشه در اين حوزه باشد. اُشو از واقعيت تا خلسه هادي وكيلي، آزاده مدني ناشر: كانون انديشه جوان چاپ اول: 1388 260 صفحه «در سالهاي اخير، موج توجه به جريانهاي نوپديد عرفاني و مشربهاي معناگراي سكولار، در جهان و در كشور ما مورد توجه قرار گرفته است. در ايران بسياري اين موج را در نگاهي سادهانگارانه، جزء نتايج تساهل و تسامح ديني گفتمان جديد و يا تهاجم فرهنگي غربي برشمردهاند؛ اما در نگاه واقعبينانهتر، بايد به اين نكته توجه نمود كه تهاجم فرهنگي و تسامح ديني، نقش كاتاليزور و تسريعكننده در اين روند ايفا ميكند.ص11» هادي وكيلي مواجهه علمي و مبتني بر تحليل و نقد دادههاي اصلي را بهترين راه مواجه شدن با اين جريان ميداند. اين اثر دربردارنده چهارفصل است. فصل اول با عنوان «زندگينامه و شالوده فكري اُشو» به مباني فكري اُشو، مفاهيم و اصطلاحهاي هندي، اصطلاحهاي خاص اشو و مفاهيم و مباني كلي در باب زندگي ميپردازد. فصل دوم «الهيات اشو» ارتباط انديشه اشو را با خدا، دين، علم، هندوئيزم، جينيزم، بوديزم، تائوئيزم، مسيحيت، تصوف، مراقبه، آگاهي، انسان و عبادت بررسي ميكند. فصل سوم به ديدگاه هاي ديگر وي در باب جنسيت، زيبايي، هنر، فرد، جامعه پرداخته است. فصل چهارم تحت عنوان «نگرش انتقادي» به نقد و بررسي موضوعاتي مانند تناسخ، مراقبه، آزادي، عقلگريزي، شريعتگريزي، ترويج لذتطلبي، ترويج نسبيگرايي، ترويج سكس، نفي تربيت ديني ميپردازد. مولفان اين اثر بر اين نظرند كه مطالب هر فصل به طور جداگانه و مستقل به بررسي موضوعات ميپردازد و ميكوشد «ديدگاه رهبر يا رهبران معنوي آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داده، سپس به نقد آسيبشناسي آن بپردازد. ص12» متفکران بر اساس کنجکاوي ونياز به تحليل و تعريف مفاهيم به نظام سازي پرداخته اند وبا گذر زمان منتقدان ومفسران انديشه آنها را واکاوي نموده اند. اين امر براي رشدو پيشرفت جوامع بسيار ضروري است. از اين روست که محققان اين اثر به سراغ انديشه اشو در پشت پرده الفاظ او رفته اند تا به تحليل انديشه واقعي او در حوزه مفاهيمي که براي تمامي انسانهاي انديشمند مهم است، بپردازند. فرشته آبي هاينريش مان محمود حدادي ناشر: كتاب پارسه چاپ اول: 1389 304 صفحه آثار خانواده «مان» از حيث فرهنگي، تاريخي و اجتماعي براي بازخواني سيماي اروپا در قرن بيستم بسيار حائز اهميتاند. به نحوي كه به گفته مترجم «هاينريش مان برادر بزرگتر توماس مان است و در سال 1871 به دنيا آمده است. بنابراين او را بايد نويسنده نيمه اول قرن بيستم بدانيم. به راستي هم دو اثر بزرگ از آثار او، يعني همين رمان فرشته آبي نوشته 1905 و زيردست نوشته 1914، بازتاب همهجانبه روح جامعه آلمان در اوايل قرن بيستماند. ص7» مان در اين رمان نشان ميدهد چگونه انساني خودكام كه ضعفهايش را در پس ظاهري صالح پنهان ميكند، سرانجام بر سر بزنگاه به سادگي دچار لغزش ميشود. هستي و مستي كريم فيضي ناشر: اطلاعات چاپ اول: 1388 456 صفحه كتاب هستي و مستي: حكيم عمر خيام نيشابوري به روايت دكتر ديناني، پس از مقدمه در باب گفتگو داراي دو بخش است. بخش اول، خيام و چند مساله بنيادي نام دارد و بخش دوم: تفسير رباعيات خيام. كريم فيضي در اين اثر راجع به موضوعات مختلفي مانند فلسفه، ادبيات، خيام و شمس تبريزي، خيام و نيچه، خيام و فرهنگ ايراني، نگاهي انتقادي به خيام با دكتر ديناني گفتگو كرده است. همچنين در قالب گفتگو، محورهايي مانند جهان و انديشه، پيدايي و ناپيدايي، بهشت و جهنم، خرد و زمانه، عشق، عقل و روح، مسأله زيبايي و عقل دايره هستي، تنبه و اخلاق مورد بررسي قرار گرفته است. ادبيات سوئد از دوران كهن تا عصر آزادي سون دلبلانك، لارش لونروث هوشنگ شفتي ناشر: مجمع ذخائر اسلامي – قم چاپ اول: 1387 82 صفحه اين اثر به همت انجمن فرهنگي ايران سرا در سوئد به سال 1383 نگاشته شده و درسال 1387 از سوي مجمع ذخائر اسلامي در قم چاپ شده است. اين اثر ادبيات سوئد را از دوران كهن تا عصر آزادي بررسي ميكند. از عناوين آن ميتوان به بزرگان ادبيات سوئدي، نثر روايتي، قوانين منطقهاي، عوامل كليساي قرون وسطي، تئاتر در قرون وسطي، دوره تحولات و رنسانس، نفوذ رنسانس به سوئد، مكتب شعر لاتين و رنسانس شعر سوئدي، شعرهاي ادبيانه و مداحي، روستائيان شاعر، سرودهاي مذهبي نو اشاره كرد. زندگي و بس كريم فيضي ناشر: اطلاعات چاپ اول: 1388 628 صفحه «سخن گفتن در باب زندگي (Life) مصداق كامل و عيني سخت و آسان است كه در زبان پيشينيان، با عبارت «سهل و ممتنع» بيان شده است. ص9» كريم فيضي در اين اثر در باب «زندگي» با متفكران مختلفي چون سيدحسين نصر، ابراهيمي ديناني، اعواني، اسلامي ندوشن، يثربي، خرمشاهي، كريم زماني، مهدوي دامغاني، محقق داماد، فتحالله مجتبايي، باقر ساروخاني، ابراهيم يزدي، سيدحسن مصطفوي، مجيد مجيدي، نجفقلي حبيبي گفتگو كرده است. فيضي راجع به مهمترين دغدغههايش مانند اينكه چگونه ميتوان زندگي را فهميد؟ راز فهم زندگي چيست؟ زندگي چيست؟ با اين افراد وارد گفتگو شده است. Media and culture An Introduction to Mass Communication Authors: Richard campbell, christopher R.Martin, Bettina Fabos Publisher: Bedford / St Martin فرهنگ و رسانه روزنامهها، نشريات ادواري و مجلات، از پايان قرن هجدهم به بعد در غرب رواج يافتند اما تعداد خوانندگان آنها نسبتاً اندك بود و تنها در يك قرن پس از آن بود كه اين گونه مطالب چاپي، جزئي از تجربة هر روزة ميليونها نفر گرديده و نگرشها و عقايد آنها را تحت تأثير قرار داد. در حقيقت، روزنامهها، كتابها، راديو، تلويزيون، فيلمها، موسيقي ضبط شده و مجلات عمومي، ما را در ارتباط نزديك با تجربههايي قرار ميدهند كه به گونة ديگري نميتوانستيم آگاهي چنداني از آنها داشته باشيم. امروزه جوامعي كه كاملاً از تأثير رسانههاي همگاني بر كنار مانده باشند، حتي در ميان فرهنگهاي سنتيتر، بسيار معدوداند و در دورافتادهترين نواحي كشورهاي جهان سوم، يافتن مردمي كه راديو يا تلويزيون دارند، امري عادي است. اما رابطة اين وسايل ارتباط جمعي با فرهنگ از چه نوعي است؟ گيدنز ميگويد: «اگر ما تا اين اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبوديم، تعليم و تربيت به صورت تودهگير نه ضروري بود و نه ممكن.» در فرهنگهاي قديمي، بخش اعظم دانشِ موجود، آن چيزي بود كه كليفورد گرتس ـ انسانشناس ـ دانشِ محلي ناميده است. سنتها در اجتماع محلي انتقال مييافت و اگرچه انديشههاي كلي فرهنگي به تدريج در مناطق وسيعي منتشر ميگرديد، فرايندهاي انتشار فرهنگي، طولاني، كند و ناپيوسته بود. براي يافتن پاسخ اين پرسشها و سؤالاتي از اين دست؛ ريچارد كمپل، كريستوفر مارتين و بتينا فِيبوس، در آگوست 2009 كتاب بسيار مهمي را منتشر كردهاند كه رسانه و فرهنگ: درآمدي بر رسانههاي ارتباط جمعي نام دارد و از سوي انتشارات بِدفورد و سن مارتينز در 531 صفحه به چاپ رسيده است. نويسندگان معتقدند كه امروزه ما در «كل جهان» زندگي ميكنيم چرا كه از رويدادهاي هزاران مايل دورتر آگاهيم و ارتباطات همگاني در بسياري از جنبههاي زندگي و فعاليتهاي اجتماعي ما دخالت دارد. از سوي ديگر رسانهها به فراهم ساختن چهارچوبهاي تجربه و نگرشهاي كلي فرهنگي كمك ميكنند و ميتوان تأثير آنها را در مقولاتي همچون گسترش يا كاهش جرم و خشونت، زندگي سياسي و تعليم و تربيت به طور مستقيم مورد ارزيابي قرار داد. آنها با بررسي اصطلاحات رايجي مثل «امپراطوري نشر»، «قطب قدرتمند رسانه»، «سلاطين مطبوعاتي» و... نقش فرد، شركتهاي بزرگ يا دولتها را در شكلگيري سياستهاي رسانهاي واكاويده و براساس معيارهاي اقتصادي و طيف گوناگون خوانندگان، بازار رسانه را به دو بخش كم فرهنگ و پُرفرهنگ تقسيم ميكنند. بدين ترتيب و با اين مقدمات، نويسندگان نتيجه ميگيرند كه «صنعت فرهنگ» در ايجاد توازن ميان قدرت، مسئوليت و آزادي بسيار تاثيرگذارند و در زندگي ما از اهميت اساسي برخوردارند، اگرچه وسايل ارتباط همگاني در مجموع به انعكاس شيوة نگرش گروههاي مسلط در جامعه گرايش دارند. كمپل، مارتين و فيبوس اثر خويش را در شانزده فصل اصلي و با الگوي تحقيقي ثابت در هر فصل، تأليف كردهاند. فصل اول با عنوان «رسانههاي جمعي و چشمانداز فرهنگي» مباحثي همچون فرهنگ و تكامل رسانههاي جمعي، رسانههاي مكتوب و شفاهي، تكامل چاپ، فرهنگ به مثابه يك نقشه، نقد رسانه و فرهنگ، سودمنديهاي يك چشمانداز انتقادي و... (مجموعاً 21 موضوع) را در بر ميگيرد. در فصل دوم كه «اينترنت و تكنولوژيهاي جديد: همگرايي رسانهاي» نام دارد نيز 21 مبحث مورد تحليل قرار گرفته كه عناوين برخي از آنها بدين قرار است: تولد اينترنت، جهان جستجو را آغاز ميكند، ساختار تجاري شبكه، وبلاگها، شبكههاي اجتماعي، صداهاي جايگزين، امنيت، مناسبت و دستيابي، اينترنت و دموكراسي. فصل بعدي «صداها و تصاوير» نام دارد و حاوي 23 بخش فرعي است كه برخي از آنها عبارتند از: ضبط صدا و موسيقي پاپولار، توسعة ضبط صدا، از كاسِت تا سيدي: از آنالوگ به ديجيتال، از mp3 تا آينده، ظهور موسيقي پاپ، صداهاي جايگزين، ضبط موسيقي و دموكراسي. به همين ترتيب، فصل چهاربه «راديو» اختصاص دارد، فصل پنج «تلويزيون و قدرت فرهنگ بصري» نام گرفته و فصل شش به «رسانههاي كابلي و رسانههاي وايرلس (بيسيم) پرداخته است. در فصل هفت «كلمات و تصاوير» و رسانههاي مكتوب بررسي شدهاند، در فصل هشت «ظهور و سقوط ژورناليسم مدرن» مورد توجه قرار گرفته و فصل نه «مجلهها در عصر تخصصي شدن» نام گرفته است. «كتابها و قدرت نشر» عنوان فصل ده كتاب است و پس از آن، «تجارت و رسانههاي جمعي»، «روابط عمومي و چهارچوبهاي پيام»، «اقتصاد رسانهاي»، «بيان دموكراتيك»، «تأثيرات رسانهاي و رويكردهاي فرهنگي به پژوهش» و سرانجام «كنترلهاي قانوني و آزادي بيان»، عناوين فصول يازده تا شانزده كتاب را تشكيل ميدهند. ريچارد كمپل مدير برنامه ژورناليسم در دانشگاه ميامي و نويسنده كتابها و مقالات پرشمار در حوزه رسانه است كه بارها در برنامههاي راديويي و تلويزيوني ظاهر شده و پيرامون رسانه و نقد رسانهاي سخن گفته است. اخبار تلويزيون، جنگ صليبي بر ضد كوكائين و مشروعيت ريگان (1994) در ميان پرفروشترين آثار او قرار دارد. بتينا فيبوس گزارشگر، فيلمساز و استاديار رشته ارتباطات بصري و مطالعات رسانهاي در دانشگاه آيوواست. چرخش اشتباه در بزرگراه اطلاعاتي (2003) اثر معروف اوست كه به آموزش و پرورش و تجارت رسانهاي اختصاص يافته است. و كريستوفر.م.مارتين استاديار رشتة روزنامهنگاري در دانشگاه آيوواي شمالي است كه در سال 2003 كتابي را با اين عنوان به چاپ رسانده: Framed! Labor and the corporate Media *** Media Ethics Authors: philip patterson ,Lee c.Wilkins Publisher: Mc Graw Hill اخلاق رسانه ارسطو در اخلاق نيكوماخوس عنوان ميكند كه ارزشهاي اخلاقي، ناظر به صفات و رفتارهاي ارادي عاملان انساني است. پس ميتوان گفت در سخن از اخلاق رسانهاي ابتدا بايد به آزادي عمل و اراده توجه كرد. به عبارت بهتر، يك عمل نيك و به اصطلاح «اخلاقي» از آن رو اخلاقي است كه فاعل آن با اراده و عقل سليم بدان كار مبادرت ميورزد. اگر في نفسه نتوان دروغ گفت، راستگويي چه ارزشي دارد؟ اخلاق رسانهاي يكي از مهمترين مباحث حرفهاي در سطح بينالمللي است،چنان كه همايشها و سمينارهاي متعددي در كشورهاي گوناگون براي آن برپا ميشود تا وجوه مختلف اين مفهوم ظريف به بحث گذاشته شود و مقالات و كتابهاي بسياري هم در همين زمينه منتشر شده است. يكي از خوش اقبالترين و پرفروشترين كتابها در اين زمينه، اخلاق رسانه است كه از سال 2004 تا سال 2007 شش بار به چاپ رسيده است. نويسندگان اين كتاب فيليپ پاترسون و لي.سي. ويلكينز پيش از اين نيز مشتركاً كتابي را در همين حوزه تأليف كردهاند كه مباحث ارتباطي علم، خطر و سياست عمومي (1991) نام دارد و پاترسون در سال 1995 باز خريد زمان؛ گام مسيحي در جهان شتابزده را روانه بازار كرده است. پس از يك مقدمه كوتاه پيرامون تعريف اخلاق، تعريف رسانه، نظريههاي اخلاقي و تأكيد براين كه سخن گفتن از اخلاق رسانهاي زماني نتيجهبخش خواهد بود كه اين مفهوم را در يك زمان و مكان معين مورد بررسي قرار دهيم؛ اشاره به اين كه اخلاق رسانهاي اساساً وابسته به محيط فرهنگي و جغرافيايي است و اين كه اخلاق رسانهاي، ماهيتي حرفهاي دارد كه تنها در رسانه آزاد، موضوعيت منطقي مييابد، نويسندگان، فصول دوازدهگانه كتاب خود را بدينترتيب آغاز ميكنند: درآمدي بر تصميمگيري اخلاقي/ اخلاق اطلاعات: پيشهاي در پي حقيقت/ اخلاق آگهي: از دقت مشتري تا قدرتگيري/ وفاداري: انتخاب از ميان سرسپاريهاي در حال رقابت/ روابط عمومي: استانداردهاي حمايت؟ / زندگي خصوصي: جستجوي تنهايي در دهكده جهاني/ رسانههاي جمعي در يك جامعه دموكراتيك: سر قول خود ايستادن / اقتصادهاي رسانهاي/ اخلاق در فتوژورناليسم و ويديوژورناليسم/ رسانههاي جديد: پرسشهاي متداوم و نقشهاي جديد/ وجوه اخلاقي هنر و سرگرمي/ بزرگسال اخلاقمدار شدن. اخلاق رسانه را انتشارات معتبر مك گروهيل منتشر كرده و از جمله مباحث جالب آن بررسي اخلاق رسانهاي در حادثه يازده سپتامبر، جنگ عراق و رسواييهاي Enron و worldcom است. *** New Philosophy for new Media Author: Mark B.N. Hansen Publisher: The Mit Press فلسفه جديد براي رسانه جديد اصطلاح فلسفه رسانه از اوايل دهه 1990 متداول شد و ميتوان گفت فلسفه رسانه با دو نقطه نظر بحثانگيز سر و كار دارد: دانش علمي توليد شده توسط مدرنيته و گفتمان آكادميك به واسطه رويارويي صورت قديمي رسانه با صورت جديد آن. به هر روي اكنون ديگر اين اصطلاح در ميان فلاسفه و روشنفكران به مفهومي بدل شده كه در حوزه صنعت فرهنگ كاملاً به فهم درميآيد. دانشمنداني كه به اين مفهوم پرداختهاند نيز اندك نيستند. از لورنس انگل، فيلسوف ارتباط جمعي گرفته تا فرانكهارتمن، متخصص وسايل ارتباط جمعي، راينهارد مارگريتر فيلسوف و النااسپوزيتوي جامعهشناس. اكنون مارك بي.انهانسن كتابي را تأليف كرده كه فلسفه جديد براي رسانه جديد نام دارد و توسط انتشارات امآيتي در 361 صفحه به چاپ رسيده است. كتاب در يك مقدمه، يك درآمد، يك قدرداني، مجموعه تصاوير، هفت فصل، يك نتيجهگيري و يك نمايه تنظيم شده و نويسنده مقصود كلي خويش را بر شالوده اين گفته هنري برگسون استوار ساخته كه: علاقه و حافظه بر خالص يا ناخالص بودن ادراك اثر ميگذارد و ما تنها تصاويري را انتخاب ميكنيم كه دقيقاً با شكل مفرد تجسم ما ارتباط دارند. عناوين فصول هفتگانه كتاب به ترتيب و با ذكر شماره صفحات از اين قرار است: مقدمه (1)/ بين بدنه و تصوير: در تازگي رسانههاي جديد هنري(21)/ شكل بخشيدن به تصوير ديجيتال: جفري شاو و زيباييشناسي صورتبندي شده رسانههاي جديد (47)/ خودكار ـ گري نور و مبناي جسماني بصيرت (93)/ اثرگذاري به مثابه ميانجي(127)/ واقعيت به مثابه دستاورد جسم ـ ذهن (161)/ جايگاهشناسي رسانههاي جديد هنري (197). *** The Hidden Power of Eloctronic culture How Media shapes faith, the Gospel, and church Author: Shane Hipps Publisher: Zondervan قدرت پنهان فرهنگ الكترونيك چگونه رسانه ايمان، انجيل و كليسا را شكل ميبخشد. چه نسبتي بين دين و رسانه وجود دارد؟ آيا رسانه سرشتي فينفسه خنثي دارد؟ رسانه تا چه حد شيوة تفكر ما درخصوص متن مقدس، اجتماع و عبادت را تغيير ميدهد؟ فرصتهاي فرهنگي از دست رفته در كليساها و مجامع ديني كدامهايند؟ چگونه دين ميتواند به يك جريان فرهنگي ممتاز و پويا بدل شود؟ شين هيپس، كشيش كليساي منونيت كه يك جماعت تبليغي، شهري و بازتعميدي است، كتاب خويش را پيرامون همين موضوع تأليف كرده، چنان كه عنوان فرعي آن ـ چگونه رسانه ايمان، انجيل و كليسا را شكل ميبخشد ـ گوياي همين مطلب است. نويسنده در مقدمه اعلام ميكند كه هدف اين كتاب، بررسي چالشها و فرصتهاي پيش روي كليسا در عرصة فرهنگ الكترونيك است. به عقيده او كليساهاي جديد در حال ظهور، محصول فرهنگ رسانهاي نوظهوري هستند كه علاوه بر ساير شقوق زندگي اجتماعي، فهم ما از دين را نيز به كلي تغيير دادهاند. او ميگويد: پيرامون تغييرات رخ داده در كليسا، واكنشهاي جامعه ديني به آنها و درست يا نادرست بودن آن پاسخها كتابهاي زيادي نوشته شده است. اما نويسندگان كمي بودهاند كه براي فهم علل اين تغييرات تلاش جدي به عمل آورده باشند. من برآنم كه پاسخ بدين پرسش تا حد زيادي در سرشت رسانه و تأثيرات آن بر كليسا نهفته است.» (ص 17ـ16) قدرت پنهان فرهنگ الكترونيك به دو بخش كلي تقسيم ميشود: الف ـ راههاي جديد ادراك، و ب ـ راههاي جانشين عمل. پس از يك مقدمه، يك پيشگفتار و يك قدرداني، بخش اول كتاب با عناوين زير آغاز ميشود: 1ـ ديدن اما درك نكردن (ص 21) 2ـ درك قدرتهايي كه ما را شكل ميبخشند (ص 29) 3ـ نقاشي: معمار كليساي مدرن (ص 45) 4ـ رسانه الكترونيك: كاشتن بذرهاي كليساي در حال ظهور (ص 63). در بخش دوم كتاب اما مباحثي همچون 5ـ بسط رسانه و تصوير (ص 87) 6ـ جماعت در فرهنگ الكترونيك (ص 103) 7ـ رهبري در فرهنگ الكترونيك (ص 125) و 8 ـ عبادت در فرهنگ الكترونيك (ص 145) به تصوير كشيده شده است. پايان بخش كتاب يك ضميمه است، يك كتابشناسي و يك نمايه عام. در فصل دوم كتاب، نويسنده، رسانه را قدرت پويايي ميداند كه نه تنها قادر به تغيير ما بلكه، قادر به تغيير و شكل بخشيدن به قدرتهاي ما و تمايلات ديني ماست. او كه به شدت تحت تاثير ايدههاي مارشال مكلوهان است، در فصل چهار عنوان ميكند كه تعامل روزمره ما با تكنولوژيهاي رسانهاي و ارتباطي، دنياي ما را تغيير ميدهد. پيامرساني رسانههاي جمعي نه براي اشخاص خاص و قابل شناسايي، كه براي مخاطب عام و براي طيف نامشخصي از گيرندگان بالقوه صورت ميگيرد و در عين حال خصلت گفتوگو ندارد و تكگويانه است. بخش دوم يا به عبارت بهتر، فصول شش، هفت و هشت، يكسره به مبحث دين در رسانه و به ويژه رسانههاي مجازي و الكترونيك اختصاص دارد. مجلات ديني، شبكههاي تلويزيوني ويژه اوانجليستها و واعظان مسيحي، وبسايتهاي اينترنتي، انجام مراسم مذهبي به صورت مجازي و ... از موضوعاتي هستند كه هيپس بدانها پرداخته اما آن چه كه بيشتر مدنظر او بوده تاثير رسانه بر ايمان و كليساست و گويا از اثرات دين بر رسانه و علت شكلگيري اين رسانههاي ديداري، شنيداري و مكتوب در حوزه دين غفلت ورزيده است. به نظر ميرسد تكنيكهاي رسانهاي هم ميتوانند انسان را به دين نزديكتر نموده و به اصطلاح او را ديندار نمايند و هم قدرت آن را دارند كه وي را از دين دور كرده و به فردي دينگريز بدل نمايند. نوع جديد مسيحيت (2010)، پيام پنهان عيسي (2007)، بازگشت اعمال كهن: پيدا كردن دوباره راه (2008) از جمله آثار پرشمار هيپس هستند كه غالباً در حوزه ايمان جديد مسيحي و دين پسامدرن به تاليف درآمدهاند. مرضيه زرين تاج
ارسال مطلب بوسیله ایمیل
چاپ خبر